تبليغاتX
.

[نداي صداقت] جنبش حمايت از احمدي نژاد همیشه قرمزته
----

یه آپ از ناهید خانم

یه آپ از دلتنگی هام...........................

این روزها هیچ وقت نمی کنم که به وبلاگم ، ودفتر خاطراتم یا هر چیز دیگری سر بزنم. درس بهانه ست ، نه می خونم نه به کارهای دیگه م میرسم.

اومدم آپ کردم چون دلم برا شما و نظراتون تنگ شده بود. این روزا خیلی دپم . خودم هم نمیدونم برا چی؟

افشین امپراطور که رفت... خدا کنه پرسپولیس قهرمان بمونه... برای همیشه.

میدونی... فردا تولدمه. البته خیلی انتظار ندارم که همه تون بیایین تبریک بگین... بچه با مراما کار خودشونو بلدن.فردا 14 خرداد روز تولد منه ، به عبارت دیگه اولین روز 18 سالگیمه.

شاید وقتی که خیلی بچه بودم فکر نمی کردم که این همه بزرگ شم .با اینکه هنوز خیلی هم بزرگ نشدم. ولی خوب بازم...

دلم خیلی تنگه... همین جوری اومدم یه آپ بزنم ... دلم یه کم گشاد شه...

یه مصاحبه هم زدم از کسی که دل به تعصب اون بستم که هر وقت تو تیمم( پرسپولیس ) مرام و تعصب کم شد ، اون همچنان معدن تعصبه...


 

 

 

 

 

کی و کجا به دنیا آمده اید؟

متولد 1 اسفند 1352 در شهر تبریز.( من عاشق کریم باقری ام ، یاشیاسان سنی آقا کریم )

در کدام محله؟

باغمیشه

فکر میکردید روزی به این شکل و در این مقام به فوتبال بپردازید؟

-از بچگی من به فوتبال خیلی علاقه داشتم ولی خوب اگر راستش را بخواهید ، فکر نمی کردم که تا این مرحله پیش بیایم.البته همه ی اینها را مدیون الطلف خدای مهربان هستم.

چند بازی ملی دارید؟

-80 بازی ملی و 47 گل زده با پیراهن تیم ملی دارم.

در کدام تیم هایی که حضور داشتید بهتر کار کردید؟

- غیر از ایران در آلمان و انگلیس و قطر توپ زدم اما از همه جا راحت تر در ایران و در پرسپولیس بازی کردم. و البته بازی کردن با پیراهن تیم ملی را بیشتر از هر چیزی دوست داشتم.

از حضورتان در لباس تیم منتخب ستارگان آسیا بگویید

-در آن بازی ، من و مهدی پاشازاده حضور داشتیم که من گل سوم تیم را از راه دور با یک شوت زمینی وارد دروازه ی تیم منتخب جهان کردم. فکر میکنم سال 1376 بود.

یک گل خاطره انگیز دیگر هم زده اید از آن هم صحبت کنید.

- بله . گلی بود که در بازی با استرالیا در ملبورن به ثمر رساندم تا تیم ملی ایران بعد از 20 سال به جام جهانی راه پیدا کند

در همان زمان هم دومین گلزن جهان شدید.

-بله . سال 1997 بود که با توجه به گلهای زیادی که در مقدماتی جام جهانی زده بودم توانستم مقام دومین گلزن جهان را بعد از رونالدو کسب کنم.

چه سالی ازدواج کردید؟

- سال 1374 و دو فرزند هم دارم ( اینو دیگه فکر کنم همتون می دونستید )

هر دو پسر؟

- بله .امیر 11 سال دارد و امید هم 2 ساله است .

امیر فوتبال بازی می کند؟

- بله امیر گاهی فوتبال بازی می کند اما نه به صورت حرفه ای .( نگران نباش .باباش که شما باشی ، یه کم بعد اون هم حرفه ای میشه )

از زندگی تان راضی هستید؟

- بله . ممنون همسرم هستم که در طول این سالها و در غیاب من تمام بار زندگی را به دوش کشیده و از فرزندانمان به خوبی نگهداری کرده .

شغل دیگری هم دارید؟

- خیر .من فقط فوتبال بازی میکنم و از شرایط کنونی هم راضی هستم .

چه قدر درس خوانده اید؟

- دیپلم دارم.

آرزئی ورزشی هست که به آن دست نیافته باشی؟

- خیر . من در جام جهانی 1998 حضور داشتم و به لطف خدا در بهترین تیم های اروپا هم توپ زد ام . بنا براین در ورزش به همه چیز دست پیداکرده ام و فقط امیدوارم که با نامی خوشبه کارم در فوتبال پایان دهم .

در اوقات فراغت چه کار می کنید؟

- بیشتر در کنار خانواده هستم و اگر فرصت شود با آنها به خانه ی اوام و دوستان می رویم .

یک جمله با خدا؟

- از او به خاطر همه چیز ممنونم .

تا چه روزی فوتبال بازی می کنید؟

- تا هر وقت که احساس کنم می توانم مثل یک جوان در زمین کار کنم .در غیر این صورت بدون تعارف با خودم فوتبال را کنار می گذارم .

آرزویتان در زندگی شخصی چیست؟

- تندرستی ، موفقیت و سر بلندی برای خودم ، خانواده ام و مردم عزیز ایران .

نظر یادت نره

نوشته ی دست ناهید پرسپولیسی در دوشنبه سیزدهم خرداد 1387 و ساعت 18:15
عباس دیوید بکهام
من این مصاحبه رو افتخاری برای عباس آقا گذاشتم.

مصاحبه با عباس آقایی ، هافبک خوب پرسپولیس .


* می خواهیم عباس آقایی را بیشتر بشناسیم :
_ من روز یازدهم شهریور ماه سال 1356 در شهرستان سراب به دنیا آمدم. اما از بچگی رد محله ی خزانه ی تهران بزرگ شدم. چهار برادر و دو خواهر دارم که خودم هم فرزند چهارم هستم .

* با وجود اینکه از استقلال هم پیشنهاد داشتی به پرسپولیس رفتی ، چرا؟
_به خاطر اینکه خانواده ی ما همه پرسپولیسی هستند و خود من هم از کودکی خیلی دوست داشتم پیراهن تیم پرسپولیس را بر تن کنم .

* از کودکی ات بگو "
_تا دلتان بخواهد شیطان بودم و شلوغ می کردم و خانوداده هم به من تذکر میدادند که کمتر شلوغ کنم ولی من کار خودم را می کردم.

* چرا ازدواج نمی کنی؟
فعلا" فوتبال و تمرین ، این اجازه را به  من نمی دهد چون من دوست دارم بعد از ازدواج ، بیشتر در خدمت خانواده ام باشم و این فعلا" امکان پذیر نیست .

*  و معیارت برای انتخاب همسر چیست؟
_ متدین ، خانواده دار و اهل زندگی .

* غذای مورد علاقه ات چیست؟
_ عاشق قرمه سبزی هستم . اما خودم ماکارونی را بهتر درست می کنم ( بی خیال .....بابا دست پخت ..!!)

* هنر پیشه ی مورد علاقه ات؟
_ پرویز پرستویی ( خوش به حال پرویز پرستویی.... خاک تو سرمون بازیگرم نیستیم که...)

*خرافاتی هستی؟
_ نه ... من همیشه توکلم به خداست .

* اهل مد هستی؟
_ نه آن طور که فکرش را می کنید ولی خوب ما فوتبالیست ها همان قدر که باید به اخلاقمان توجه کنیم باید به لباس پوشیدنمان هم توجه داشته باشیم چون بیشتر در چشم هستیم . ولی خوب، در کل علاقه ی خاصی به ساعت دارم .

* چه ماشینی داری؟
_ سوناتا

* عباس از چه چیزی بدش میاید؟
_ دروغ گفتن ، دروغ شنیدن و زیر بار حرف زور رفتن

* در یک کلمه پاسخ بده :
_ عباس آقایی :یک آدم زود باور و سعی می کند بچه ی خوبی باشد
ضربه ایستگاهی : خوراک گل زدن
پنالتی: حتما" گله
سپاهان : باشگاه خوب شهرستانی
پرسپولیس : تیم محبوبم
 استقلال : رقیب
قطبی : مربی بزرگ
حمید استیلی : مربی متعصب و دوست داشتنی
پروین : اسطوره ی پرسپولیس

* شنیده ایم که امسال دزد به شما زد . درست است ؟
_ بله متاسفانه . و مبلغ قابل توجهی هم از خانه ام برد

* تا کی می خواهی به فوتبال ادامه دهی؟
_ شاید تا 4 یا 5 سال دیگر...............( بی خیال بابا تا هر وقت که عشقت میکشه بازی کن من خودم هامی تو ام...)

*پول تا چه حد برایت اهمیت دارد؟
_ تا آن قدری که محتاج کسی نباشم

* خسیسی؟
_ اصلا"

..............مجله خانواده _ اول اردیبهشت---

--------*/*/*/* البته من از بعضی جاهای این مصاحبه فاکتور گرفته بودم ... امید وارم که خوشتون اومده باشه */*/*/*-----------

این وال پیپر هم تقدیم له همه دوستداران پرسپو.لیس و عباس آقایی....................

 

بی خیال بابا این همه زحمت کشیدم ... تو نظر نداده می خوای بری؟
ای نامرد ..............   
نوشته ی دست ناهید پرسپولیسی در چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 6:44
سپهر
سلام ، گفتم تا بازی با استقلال اهواز برای اینکه از حال و هوای نتیجه ی بد دربی در بیایم یه مصاحبه بزنم حالتون بهتر بشه .

    مدافع خوب پرسپولیس

                                       ســــــپهــــر حــیدری

 

 

اینم از مصاحبه که البته چون خیلی طولانی بود من از بعضی جاهاش فاکتور گرفتم      :

* اگر اشتباه نکنم تو در یک خانواده ی کاملا ورزشی به دنیا آمده ای ؟

   ــ دقیقا من در یک خانواده ی کاملا ورزشی به دنیا آمده ام .خواهر کوچکترم عضو تیم ذوب آهن اصفهان است . برادرم هم سرمربی تیم پاس اصفهان است .مادرم هم ((ناهید میرزاده))قبلا بازیکن تیم ملی والیبال جوانان بوده .(ایول بابا...!!!مامانش هم اسم منه )

* راستی متولد چه سالی هستی؟

   ــ من متولد ۲۹ خرداد سال ۱۳۵۹ هستم.(من هم خردادیمخردادیا کلا ورزشکارن)

* از دوران بچگی ات بگو . چه جور بچه ای بودی؟

   ــ بچه ی متعادلی بودم ، خیلی هم اهل شیطنت نبودم .

* پدر و مادرت چه کاره هستند؟

   ــ پدرم مدیر فنی تیم های پایه ی ذوب آهن است و مادرم هم در حال حاضر خانه دار است .

* اگر اشتباه نکنم تو الان دانشجو هستی؟

   ــ بله من لیسانسم را در رشته ی مکانیک گرفتم و دانشجوی فوق لیسانس تربیت بدنی هستم.

* چه قدر خوب که یک فوتبالیست اینقدر با علاقه درس را دنبال می کند ، این واقعا" ستودنی است.

   ــ من همیشه از درس خواندن لذت میبردم از همان اول هم دوست داشتم تا مقطع عالی ادامه تحصیل دهم شاید باورتان نشود ولی من مدرک کارشناسی ام را با معدل ۵۰/۱۷ گرفتم.

* فکر کنم در تهران تنها زندگی می کنی ، حوصله ات سر نمیرود؟

   ــ چرا اتفاقا خیلی وقت ها حوصله ام سر میره ولی خوب سعی می کنم سرم را با موسیقی گرم کنم .

*صدای کدام خواننده را دوست داری؟

   ــ  حمید عسگری ، چون همشهری خودمه و از طرفی خیلی دوستداشتنی و مهربان است .

* حالا صدای خودت چطوره؟

    ــ زیر دوش...هی ... بد نیست...!!!

* هنوز مجردی؟ قصد سرو سامان دادن به خودت را نداری؟

   ــ آره . البته حالا برای ازدواج خیلی زوده  ولی خوب ان شاءالله سال بعد...(آقا سپهر ۲۷سالته بازم زوده؟یه کم علی نیکی رو الگو بکن )

* ماشین داری؟

   ــ بله یک تویوتا کمری  سفید دارم .

* اهل سینما رفتن هستی؟

    ــ نه زیاد ، معمولا" فیلم های روز دنیا را  در خانه ام میبینم .

 * تا حالا عاشق شدی؟

    ــ عاشق نه ولی خوب مثل اکثر آدم ها اتفاقی در زندگی برایم افتاده که در آن شرایط فکر میکردم عاشق شده ام( کف مرتب.... آقا سپهر هم با سابقه ست)

* خوب ،  و در پایان :

   ــ امید وارم همه ی هموطنانم سال خوب و خوشی را داشته باشند.

 

مجله آیینه ی زندگی

------------------------------------------------------

 بچه ها یه چی دیگه  :

تا همین دیروز یعنی شنبه تیم استیل آذین برای بازی با تیم کاوه زنجان ، اینجا بودن . مثل اینکه تو هتل بزرگ اینجا بودن که البته به ما هم تا حدی نزدیکه . اتفاقا" می خواستیم بریم  ولی چون با بچه های باشگاه صبح زود رفتیم کوه و عصر اومدیم (جمعه)اصلا نشد .شنبه هم که صبح باشگاه بودم و بعد از ظهر هم مدرسه . ولی خوب بازی بدون گل مساوی شد . کاوه ای ها آبرو داری کردن و جلو تیم سلطان پروین تو رفت و برگشت باخت نداشتیم ..

 بچه ها من شاید تا بعد از بازی با استقلال اهواز آپ نکنم ، تو رو خدا دعا کنید ببریم اگه نبریم باید با جام خداحافظی کنیم.

( بچه ها یه برنامه ای هست که من الان یه ۲-۳ سالی هست هر شب نگاه می کنم . ورزشیه ، تو استادیوم این ور  اون ور ، سر تمرین و... از حاشیه ها و بازیکنا و ایناست. بعد از بازی پرسپولیس هم فرداش اینا اونو نشون می ده . اسمش دوربین خبرسازه.برا دربیش که بیست بود. پایین وقتشو مینویسم حتما" نگاه کنید )

صبح ها   ...........     هر روز ۹:۴۸    تا   ۱۰:۰۰ ....................شبکه خبر

شب ها  ...........      هر روز ۱۱:۱۶  تا   ۱۱:۲۶ .....................شبکه خبر

....................................... <<<دور بین خبر ساز >>> .......................................

 

اوه   اوه    کجا میری

نوشته ی دست ناهید پرسپولیسی در یکشنبه هجدهم فروردین 1387 و ساعت 22:2
بیا که خیلی با حاله....
                                                            

کلمه عید محسن خلیلی را یاد چه می اندازد؟

*در زمان مدرسه فقط به تعطیلی مدارس و عیدی گرفتن فکر میکردم ، اما الان نه به عیدی نه به تعطیلی ، توجهی ندارم و در واقع حسرت آن تعطیلات را می خورم . اما  به هر حال عید همیشه طراوت خاصی دارد.

به نظرت ایام عید کجایی؟

*چه عرض کنم؟ دوست دارم در کنار خانواده ام باشم.

کی به دنیا آمدی؟(اینو دیگه فکر می کنم همه تون بدونید

)

*روز ۲۵ بهمن ماه سال ۱۳۵۹ بدنیا آمدم ، یعنی در ماهی خجسته و روز دوستی ها...!!

یک دروغ سیزده بگو:

*بنویس محسن آدم خسیسی است...!!!

معمولا" بهترین عیدی را از کی میگری؟

* همیشه بهترین عیدی را از خدا گرفته ام ، همین که خانواده ام با سلامتی کامل در کنارم هستند خودش بهترین عیدی است.

تاحالا به حاجی فیروز برخورد داشتی؟(یه کم مخ تو به کار بنداز،فیروز اس اس نه،همون عمو فیروز عیدا رو می گه)

*آنها را دیده ام که میایند و ساز و دهل میزنند

.

قاشق زنی هم کردی؟

*آره ، بچه که بودم هر سال می رفتم قاشق زنی.

تو کاسه ات چیزی هم جمع می شد؟

*ما به در همسایه ها میرفتیم ، بعضی هایشان دنبالمان میکردند ، بعضی ها تو کاسه آب می ریختند  وبعضی ها هم پول و آجیل و شکلات . روز قاشق زنی تنها روزی بود که چادر سرمان میکردیم(نه تو رو خدا می خواستی روزهای دیگه رو هم با چادر میرفتی بیرون آقا محسن)البته آن هم برای خودش داستانی داشت ، باید چادر مادرم را طوری از خانه بر می داشتم که متوجه نشود.

خانه تکانی هم میکنی؟

* بچه که بودم زورم نمی رسید و نمی توانستم از زیر کارها در بروم ، اما الان بهانه ی کافی برای فرار دارم(ای نامرد ، بیچاره مامانه باید تنها کارا رو بکنه)

مثلا  چی کار می کردی؟

* فرش های خانه را می انداختیم توی کوچه و من با پارو خیلی خوب می شستم . در واقع پارو زن خوبی بودم .

به کی عیدی نمی دهی؟

*به خیلی ها ...!!! برای اینکه هنوز سنی ندارم که بخواهم عیدی بدهم.من حالا حالاها باید عیدی بگیرم..!! اگر من بخواهم عیدی بدهم آنهادیگر عیدی نمی دهند ، اما به برادر و خواهرم و به خصوص به خواهر زاده ی عزیزم عسل که چند ماه است به خانواده ی ما اضافه شده ، عیدی ویژه می دهم.

اولین بازی شما در سال ۱۳۸۷ مثل سال ۱۳۸۶ مقابل استقلال است و ...

*آن بازی شرایط خاص خودش را دارد ، خیلی دوست دارم مثل بازی رفت گل بزنم ، اما تلاشم را می کنم که با پیروزی در آن بازی به هواداران عیدی خوبی بدهیم .(ان شاءالله... به قول ما هوادارا : محسن رفت و برگشت ...همینه... همینه)

                               مجله خانواده ـ پانزدهم اسفند۱۳۸۶

من از این مصاحبه فاکتور گرفتم و در واقع گلچین کردم امیدوارم که خوشت اومده باشه

    ** هر کس می خواد که مصاحبه با حمید خان استیلی رو هم بزنم ، همین جا تو نظر ها بگه**

این هم یه قسمت دیگه از چند تا مصاحبه :

    یک لطیفه ی کوچولو تعریف کنید :

۱- سپهر حیدری : من خوراکم لطیفه ست : < یه اسکاتلنی اگهی میده هر کی از لحاظ مادی ،تحصیلات و همه چیز در سطح بالاییه می تونه بیاد خواستگاری دخترم...  یه نفر ساعت ۶ صبح میاد ، پدر دختره میگه : خونه داری؟ می گه نه...ماشین داری؟ نه... تحصیلات چی؟ بازم میگه نه...پس برای چی اومدی؟ میگه : اومدم بگم رو من یکی حساب نکن...>و اما اتفات بامزه ی زیادی هم برای خودم رخ داده...!!! از جمله : با تیم نو جوانان به قطر رفته بودیم که داخل آسانسور با نکو نام و امیر آبادی گیر کردیمو بازی یک ساعت به خاطر ما به تعویق افتاد . یک خاطره هم بگم ، من اول راهنمایی بودم که زنگ ۸ واحد آپارتمانی رو با هم زدم و هنوز فرار نکرده بودم که مرا گرفتند بردند زیر زمین ، با دمپایی و جارو  زدند ، باور کنید تا چند ماه از خجالتم از خونه بیرون نیامدم ...  

۲- محسن خلیلی : به یه بنده خدا گفتن برو جلو ماشین ببین چراغ راهنماش کار میکنه یا نه؟ رفت جلو ماشین و گفت : آره...نه... آره...نه...آره ....نه.....

۳-علی کریمی : یه نفر با احساسات یکی دیگه بازی میکنه ۲،صفر می بازه(البته  علی آقا اینو سانسور کرده ، یه پسره با احساسات یه دختره بازی میکنه ۲، صفر میبازه )

۴-علی سامره : از یه راننده می پرسن از قفل فرمون ماشینت راضی هستی؟ میگه آره ولی سر پیچ کمی اذیتم می کنه

۵- ایمان مبعلی :  یه نفر پا درد می گیره ، توی جورابش قرص مسکــّن  میندازه 

--نظر بده بعد برو ... ببین من چه قدر زحمت کشیدم... دلت میاد نظر نداده بری؟--

نوشته ی دست ناهید پرسپولیسی در جمعه هفدهم اسفند 1386 و ساعت 23:22
مصاحبه با افشین امپراطور

مصاحبه با افشین قطبی

ولی در رابطه با فوتبال بلکه در رابطه با تحصیل در کنار ورزش و زندگی شخصی اش :

 

 

شاید وقتی که در سن ۱۳ سالگی ایران را به مقصد امریکا ترک کرد هرگز تصور نمی کرد که بازگشت او به وطن ، قریب به ۳۰سال به طول انجامد!!سر نوشت او سرنوشتی است که به طرز غریب و اعجاب آوری رقم خورد تاپس از گذشت قریب به ۳۰ سال دوری از وطن ، برای بازگشت دوباره اش تهران را آذین ببندند. تاجی از گل برسرش گذارند و با اسپند و پلاکارد به استقبال او بیایند .سرمربی تحصیلکرده و موفق پرسپولیس پس از ۳ دهه دوری از ایران و موفقیت هم زمان در عرصه ی فوتبال و تحصیل ،در بازگشت به وطن همچنان روی نوار موفقیت حرکت می کند .....(که ان شاء الله بیشتر حرکت کند)

**کمتر کسی در ایران هست که شما راه به طور کامل بشناسد ، پس در ابتدا لازم است که خودتان را یک بار کامل معرفی  کنید :

-سید افشین قطبی هستم فرزند عبدالرضا قطبی .نام مادرم سکینه است.درتاریخ ۱۹ بهمن سال ۱۳۴۳ در جهرم شیراز بدنیا آمدم . تا سن ۱۱ سالگی در ایران زندگی کرده و پس از آن در اواسط سال ۱۳۵۷ برای ادامه ی تحصیل راهی امریکا شدم.(یعنی هنوز مجرده؟بچه هر کی درباره ی مجرد بودن یا متاهل بودن امپراطور چیزی فهمید به من هم بگه )

**در امریکا به چه کاری مشغول بودید؟

-من برای ادامه تحصیل به امریکا رفتم  اما علاقه ی من به رشته ی فوتبال سبب شد که در این عرصه نیز فعالیت های خود را آغاز کرده و ادامه دهم . و از سن ۱۸ سالگی و از سال ۱۳۶۰ الی ۱۳۷۰ در باشگاه های آلتیالا ، آتوباهن ، ولی ایگلز و فلایرز به عنوان بازیکن حضور داشتم . در این سال موفق شدم که به دانشگاه UCAL لس آنجلس راه پیدا کنم و به واسطه ی حضور در دانشگاه تا سال ۱۳۷۶ در تیم دانشگاهی لس آنجلس بازی کردم و هم زمان  موفق به دریافت مدرک مربیگری حرفه ای از کالج فوتبال لس آنجلس شدم .

** اما شما که برای ادامه تحصیل به امریکا رفته بودید....؟!!

-بله ولی در کنار فوتبال ، تحصیلاتم را هم ادامه دادم . پس از اخذ مدرک متوسطه در رشته ی الکترونیک دانشگاهUCAL لس آنجلس  که یکی از معتبر ترین دانشگاه های امریکاست ،مشغول به تحصیل شدم و موفق به دریافت مدرک لیسانس الکترونیک از آن دانشگاه شدم. ولی آنقدر در  فوتبال غرق شدم که با وجود نمرات بالایم در مقطع لیسانس دیگر فرصت ادامه ی تحصیل را پیدا نکردم .

** ولی زندگی در امریکا که یکی از گرانترین کشور هاست برای شما سخت و دشوار نبود؟

-چرا..!!! ولی من در کنار فوتبال و تحصیل کار هم می کردم..!!!!!!(چه سخت کوش بوده امپراطور ما..).مخصوصا" در اوایل سال های حضورم در امریکا مجبور بودم بیشتر کار کنم. .. از باغبانی گرفته تا سرویس مدرسه و تدریس خصوصی...!!! در امریکا هر کاری که تصور کنید انجام داده ام...!!! تمام کار های من بدون برنامه ریزی امکان انجام شدن نداشت و من معتقدم که هر کس با یک سازماندهی مناسب می تواند در زندگی در همه ی عرصه ها به موفقیت های بسیاری دست پیدا کند...

ــ مجله تیز هوشان، چاپ شانزدهم، بهمن ــ

<<<< بقه ش هم به درد شما نمی خوره تا همین جایی هم که براتون تایپ کردم از سرتون هم زیادیه(البته شوخی کردم ها)ولی خوب بازم>>>>

نظرت کو آخه؟ من نمی دونم تو نظر نداده کجا فرار می کنی؟

نوشته ی دست ناهید پرسپولیسی در دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386 و ساعت 21:49