تبليغاتX
.

[نداي صداقت] همیشه قرمزته
----

مصاحبه با افشین امپراطور

مصاحبه با افشین قطبی

ولی در رابطه با فوتبال بلکه در رابطه با تحصیل در کنار ورزش و زندگی شخصی اش :

 

 

شاید وقتی که در سن ۱۳ سالگی ایران را به مقصد امریکا ترک کرد هرگز تصور نمی کرد که بازگشت او به وطن ، قریب به ۳۰سال به طول انجامد!!سر نوشت او سرنوشتی است که به طرز غریب و اعجاب آوری رقم خورد تاپس از گذشت قریب به ۳۰ سال دوری از وطن ، برای بازگشت دوباره اش تهران را آذین ببندند. تاجی از گل برسرش گذارند و با اسپند و پلاکارد به استقبال او بیایند .سرمربی تحصیلکرده و موفق پرسپولیس پس از ۳ دهه دوری از ایران و موفقیت هم زمان در عرصه ی فوتبال و تحصیل ،در بازگشت به وطن همچنان روی نوار موفقیت حرکت می کند .....(که ان شاء الله بیشتر حرکت کند)

**کمتر کسی در ایران هست که شما راه به طور کامل بشناسد ، پس در ابتدا لازم است که خودتان را یک بار کامل معرفی  کنید :

-سید افشین قطبی هستم فرزند عبدالرضا قطبی .نام مادرم سکینه است.درتاریخ ۱۹ بهمن سال ۱۳۴۳ در جهرم شیراز بدنیا آمدم . تا سن ۱۱ سالگی در ایران زندگی کرده و پس از آن در اواسط سال ۱۳۵۷ برای ادامه ی تحصیل راهی امریکا شدم.(یعنی هنوز مجرده؟بچه هر کی درباره ی مجرد بودن یا متاهل بودن امپراطور چیزی فهمید به من هم بگه )

**در امریکا به چه کاری مشغول بودید؟

-من برای ادامه تحصیل به امریکا رفتم  اما علاقه ی من به رشته ی فوتبال سبب شد که در این عرصه نیز فعالیت های خود را آغاز کرده و ادامه دهم . و از سن ۱۸ سالگی و از سال ۱۳۶۰ الی ۱۳۷۰ در باشگاه های آلتیالا ، آتوباهن ، ولی ایگلز و فلایرز به عنوان بازیکن حضور داشتم . در این سال موفق شدم که به دانشگاه UCAL لس آنجلس راه پیدا کنم و به واسطه ی حضور در دانشگاه تا سال ۱۳۷۶ در تیم دانشگاهی لس آنجلس بازی کردم و هم زمان  موفق به دریافت مدرک مربیگری حرفه ای از کالج فوتبال لس آنجلس شدم .

** اما شما که برای ادامه تحصیل به امریکا رفته بودید....؟!!

-بله ولی در کنار فوتبال ، تحصیلاتم را هم ادامه دادم . پس از اخذ مدرک متوسطه در رشته ی الکترونیک دانشگاهUCAL لس آنجلس  که یکی از معتبر ترین دانشگاه های امریکاست ،مشغول به تحصیل شدم و موفق به دریافت مدرک لیسانس الکترونیک از آن دانشگاه شدم. ولی آنقدر در  فوتبال غرق شدم که با وجود نمرات بالایم در مقطع لیسانس دیگر فرصت ادامه ی تحصیل را پیدا نکردم .

** ولی زندگی در امریکا که یکی از گرانترین کشور هاست برای شما سخت و دشوار نبود؟

-چرا..!!! ولی من در کنار فوتبال و تحصیل کار هم می کردم..!!!!!!(چه سخت کوش بوده امپراطور ما..).مخصوصا" در اوایل سال های حضورم در امریکا مجبور بودم بیشتر کار کنم. .. از باغبانی گرفته تا سرویس مدرسه و تدریس خصوصی...!!! در امریکا هر کاری که تصور کنید انجام داده ام...!!! تمام کار های من بدون برنامه ریزی امکان انجام شدن نداشت و من معتقدم که هر کس با یک سازماندهی مناسب می تواند در زندگی در همه ی عرصه ها به موفقیت های بسیاری دست پیدا کند...

ــ مجله تیز هوشان، چاپ شانزدهم، بهمن ــ

<<<< بقه ش هم به درد شما نمی خوره تا همین جایی هم که براتون تایپ کردم از سرتون هم زیادیه(البته شوخی کردم ها)ولی خوب بازم>>>>

نظرت کو آخه؟ من نمی دونم تو نظر نداده کجا فرار می کنی؟

نوشته ی دست ناهید پرسپولیسی در دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386 و ساعت 21:49
هفته ی بیست و یکم

سلام ولی عجب بازی بودا...!

من که خودم یه ماه اینا می شد که بازی پرسپولیس رواز تلوزیون ، مستقیم ندیده بودم ... وای نمی دونی دیگه داشتم دق می کردم

خلاصه ای از بازی :

در این بازی هواداران پرسپولیس شعار های جالبی می دادند :

1- شیش امتیاز کم بشه ... بازم قهرمان میشه...(واقعا" کم می شه یا نه؟)

2- محسن ِ رفت و برگشت..... محسن ِ رفت و برگشت (هواداران از محسن می خواستن که مثل بازی رفت به پیکان گل بزنه )

3- تشویق خردبین

4- شعار های دیگری که در همه ی بازی ها داده می شود : افشین امپراطور ، پرسپولیس زلزله همینه همینه ،....

برروبچ استادیو که می گفتن محسن ِ رفت و برگشت.... ما هم تو خونه برای اینکه خلیلی 2-3 تا بزنه می گفتیم محسن ِ رفت و دو تا برگشت.. محسن ِ رفت و سه تا برگشت....تو بازی دربی هم محسن ِ رفت و شیش تا برگشت

................................

من خودم از اول بازی خیلی استرس داشتم نه که خیلی وقت بود بازی رو فقط با صدا دنبال می کردم ....!!! به خاطر اون خیلی استرس داشتم

در وصف ماته :

«ماته تو دیگه کی هستی

دست دایی رو بستی

میون این دفاع ها

به دنبال گل هستی »

*** حالا خدا رو شکر که این آقا محسن هم پاش به گل باز شد البته با زحمات فراوان ماته و عباس***

*-*-*- توی آخر بازی عادل در باره ی تعویض بولیز زیری نیکبخت گفت که شانس آوردیم که فوتبال دو نیمه داره وگرنه نیکبخت چندین لباس عوض می کرد....که به نظر من اگه نیکی صد تا لباس هم عوض کنه به عادل ربطی نداره*-*-*-*-*-*

حالا محسن ما در صدر جدول گلزنان جا خوش کرد

الان بالاخره من نفهمیدم ما با 43 امتیاز صدریم یا با 37 امتیاز؟

لعنت خدا به شرکت کوپیان که هر چی می کشیم از کوپیان می کشیم.... همه ی این آتیش ها از گور شرکت کوپیان بلند میشه به خدا

بازی بعدی هم در آزادی با راه آهن در چهارشنبه ی همین هفته

همه با هم برای قهرمانی دعا می کنیم

صحبت خلیلی بعد از بازی

 

کجا میری آخه قبل از نظر دادن؟

 

 عکس های تولد محسن خلیلی

موضوع:| لينک ثابت |
نوشته ی دست ناهید پرسپولیسی در جمعه بیست و ششم بهمن 1386 و ساعت 19:7
آمار اینو می گه که به قهرمانی امید داشته باشیم

با این که ما جمعه بازی داریم ولی خوب ترجیه میدم که در باره ی اون حرف نزنم چون هــر وقت من اومدم قبل از بازی چیزی نوشتم ما بد نتیجه گرفتیم برا همین نمی خوام باز هم اون جوری بشه...

می خوام در باره ی آقای گل های پرسپولیس تا اینجا بگم:

1-محسن خلیلی 9 گل

2-عباس آقایی 7 گل

3-علیرضا نیکی 5 گل

**این در حالیه که پارسال ما توی هفته ی بیستم لیگ آقای گل مون یعنی مهرزاد 7گل زده بود

ترتیب آقای گل پرسپولیس در فصل ششم (پارسال):

1- مهرزاد معدنچی 7 گل

2- علیرضا نیکبخت - بادامکی - احسان خرسندی 4 گل

3- مهرداد اولادی - فراز فاطمی 3 گل

******

میزان گل ها :

پرسپولیس در فصل ششم تا هفته ی بیستم 31 گل زده و 24 گل خورده بود.

اما در این فصل(هفتم) تا هفته ی بیستم 32 گل زده و 20 گل خوردیم

و این آمار امید وار کننده است

******

پارسال در هفته ی بیستم با 31 امتیاز در رده ی ششم بوذیم

امسال در هفته ی بیستم با 40 امتیاز در رده ی اول هستیم.

این هم خیلی امید وار کننده است

.

.

.

.

.

همه به قهرمانی می اندیشیم

موضوع:| لينک ثابت |
نوشته ی دست ناهید پرسپولیسی در پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386 و ساعت 23:22
پرسپولیس زلزله محبوب هر چی دله

پرسپولیس زلزله محبوب هر چی دله

سلام بروبچ ، حالتون چه طوره؟

بیاید از بازی با ابومسلم صحبت کنیم که این بازی در واقع نشان دهنده ی « ضعف بسیار دروازه بان و روحیه ی بالای مهاجمان » بود.

من باز هم متاسفانه تو مدرسه بودم ولی خوب ، گوش دادم وبه 5 دقیقه ی آخر بازی هم رسیدم . تو مدرسه که گل دوم رو خوردیم گفتم که عمرا" حتی بازی مساوی بشه !!!! از شانس هر ما برنامه داشتیم و گروه سرود ما می خواست سرود بخونه .خلاصه گل سوم رو که خوردیم دیگه از عالم وآدم نا امید شدم ... نمی دونی چه حالی بود؟!! خلاصه خدا خدا می کردم که حد اقل با اختلاف یک گل بازی رو واگزار کنیم . اونجا هم بچه ها به من می گفتن که تو رو خدا اون هندزفری رو تو سرود از گوشت در بیار یه هو می بینی وسط سرود میزنه پرسپولیس گل میزنه تو هم اونجا قاطی می کنی.....

خلاصه سرود رو خوندیم و تموم شد.. من هم هی صلوات اینا میفرستادم که گل بزنیم ... یه هودیدم یارو گزارشگره گفت :«یک موقعیت خطرناک برای پرسپولیس ، شیث رضایی ...عباس آقایی توی دروازه توی دروازه گل برای پرسپولیس..»... خلاصه ما هم خوشحال شدیم و اینا...یه چهار پنج دقیقه ی دیگه هم که نیکی یه پنالت گرفت و خودش هم گلش کرد..بعدش هم که یکی از یارای ابومسلم اخراج شد من حتی به برد امیدوار بودم... زنگ خورد و توی راه خونه بودم که تیم جیگرم گل سوم رو توسط ماته زد و دیگه داشتم از خوشحالی بال در میاوردم... اومدم خونه و ....

خلاصه

***بازی پرسپولیس - پیکان ***جمعه26بهمن ** ساعت :« ۱۵:۳۰»

تاریخ دربی هم مشخص شد

***شانزدهم فروردین۱۳۸۷ ***جمعه

 

 

موضوع:| لينک ثابت |
نوشته ی دست ناهید پرسپولیسی در دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386 و ساعت 21:43

 

 

این بار اومدم در باره ی بازی پرسپولیس با ابو مسلم بگم...آتشی سوزان

آتش پرسپولیس در راه است

بروبچ خوب پرسپولیسی، این بازی، البته اون جوری که گفتن قراره ساعت سه و چهل و پنج دقیقه شروع بشه که اگه اینطور شه من هم می تونم یه یک ربع از بازی رو ببینم .البته با هندزفری گوش میکنم ولی خوب دیدن یه چیز دیگه ست . امیدوارم از این بازی که یکشنبه می خواد برگزار بشه ما دوباره اون سیر صعودی خودمونو طی کنیم ..تـــــــــــــــــــــــــــــا قهرمان شیم.

فقط خدا خدا میکنم که دیگه از اون باخت های تحقیر آمیز نیاریم . بابا ما مثلا" نا سلامتی مدعی کسب جامیم اون موقع از یه فانوس به دست ته جدول باید می باختیم؟ تعجب داره ...به خدا تعجب داره

این آقا محسن ما هم که انگار دیگه خیال گل زدن نداره...فکر کنم این دیگه اینقدر نمی خواد گل بزنه که دیگه کار ما به نذر و اینا بکشه که این آقا بالا خره پاش به گل باز بشه... نه این جوری نمی شه... باید آقای قطبی به فکر یه تاکتیک دیگه باشه این تاکتیک مونو دیگه همه شناختن ،به خاطر همین هم هست که دیگه بازیکنا نمی تونن خوب گل بزنن .

آهان نظر یادت نره ها

بچه ها در باره ی این تصویر که کار خودمه هم نظر بدین بالا رو میگم

موضوع:| لينک ثابت |
نوشته ی دست ناهید پرسپولیسی در شنبه بیستم بهمن 1386 و ساعت 0:37
بازی با سوریه
   سلام

  1. تاکتیک این بار سوریه : « دفاع محض با چاشنی وقت کشی »
  2. آخرین  پیروزی سوریه : «سال ۱۳۵۲ با نتیجه ی یک -صفر»
  3. نتیجه ی آخرین بازی با سوریه : «در۱۷/۱۱/۱۳۸۶ با نتیجه ی ۰-۰»

   من شخصا" از این بازی( ایران - سوریه ) اظهار بد بختی و بیچارگی می کنم .

ما بازیکن خوب داشتیم.....( داش جواد - ایمان -کعبی- میلاد میداوودی - نیکبخت -محمد نصرتی-...)

حالا اینجا رو  داشته باش: ما بازیکن خلاق هم داشتیم : (خلیلی- ایمان -شیث -نیکبخت....)

ما بازیکن شوتزن هم داشتیم... ولی...

ولی مهم اینجاست که ازشون خوب استفاده نشد و در واقع بدترین استفاده ازشون شد... آخه من نمی دونم کدوم  آدم عاقلی این کارو می کنه که نیکبخت رو بزاره دفاع تا حمله ها کم جون بشه؟ یا نه اصلا" اونو بی خیال کدوم آدم عاقلی نصرتی رو میزاره کنار؟راستی اصلا" تو این بازی هافبک بازی ساز ما کی بود؟

پارازیت «افشین پیروانی عزیز تولدت مبارک ان شالله تولد ۱۰۰۰۰سالگیت...»

اصلا" میلاد میداوودی با اون همه گلی که زده بود یعنی لیاقت تیم ملی رو نداشت؟

بابا واقعا"دستت درد نکنه آقای ابراهیم زاده... خودت تنهایی فکر کرده بودی تیم رو ارنج کرده بودی؟

به به ...به به ... چه خلاقیتی داشتی و ما عمری از این خلاقیت جناب عالی بی خبر بودیم...

من بد بخت و بگو که به خیال اینکه این بازی .بازی حوب و پر گلی باشه قید مدرسه رو زدم اتفاقا" امروز درس های مهمی هم داشتیم(فیزیک - شیمی- ...)

«سالی که نکوست از بهارش پیداست»...  ببین اولین بازی مقدماتی رو این جوری انجام دادیم... بازی  آخرو چی کار می کنیم؟

مای بدبخت بیچاره ی آواره ی فلک زده هم متاسفانه متاسفانه افتادیم بین ۳تا عرب که هر کدومشون  تو وقت کشی روی اون یکی رو کم  کرده...خدا به دادمون برسه

هیچ جای خالی علی دایی رو مخصوصا" در دقایقی که موقعیت ها از دست می رفت حس کردید؟

موضوع:| لينک ثابت |
نوشته ی دست ناهید پرسپولیسی در چهارشنبه هفدهم بهمن 1386 و ساعت 18:6
من اومدم

سلام من بالاخره وقت کردم که بشینم پای کامپیوترم و کمی برای وبلاگم تایپ کنم.قبل از هر چیزی : راستی بچه ها بازی آرسنال و نیو کاسل رو دیدید؟ جان من دیدی فلامینی چه گلی زد؟ کلا" حال کردم ولی من هر وقت که بازی آرسنال رو میبینم افسوس می خورم که آقا جون چرا پرسپولیس نباید یه کسی رو مثل فابرگاس یا ادواردو داشته باشه؟ خوب حالا از این افسوس مفسوس ها بگذریم... حال تو چه طوره؟خوبی دیگه به لطف خدا.. هان؟

میگن که بازی با ابو مسلم ساعت پانزده برگزار خواهد شد...خداکنه ببریم و دوباره جون تازی ای به لیگ بدیم.

کعبی که بیاد وضعمون بهتر میشه.. راستی بچه ها هر کودومتون که خبری در باره ی اومدن کعبی پیدا کردید تو نظرا بزارید تا من هم بدونم.راستی بچه ها به خاطر مصدومیت مهدی واعظی شاید تو بازی با ابو مسلم تو دروازه واینسته....

عزیز دل کار نداری؟

پس قربون دستت نظر فراموش نشه

موضوع:| لينک ثابت |
نوشته ی دست ناهید پرسپولیسی در چهارشنبه دهم بهمن 1386 و ساعت 21:9

تولد

    تولد

           تولدت مبارک

عباس جون تولدت شدیداً مبارک

اول از بزرگتره شروع می کنیم

عباس دیدیود بکهام تولدت مبارک

این آقایی واقعاً آقاست اصلاً آقایی از سرو کلش می باره..... خداییش دیگه

این عباس جون ما هم در روز ۶/۱۱/۱۳۵۶ به دنیا اومده و البته مجرده و این تولد هم سی امین تولد عباسه. مطمعناً وقتی که به دنیا اومد کسی فکر اینو نمی کرده که این گل پسر یه روز بازیکن پرسپولیس میشه...

خلاصه این عباس آقایی از اون بازیکناییه که من هم بازیشو هم خودشو خیلی می پسندم و دوست دارم....و خودم شخصاً خواستار موندگار شدن اون تو تیمم... می خوام که تا آخر فوتبالش تو پرسپولیس باشه و با افتخار از فئتبال خدا حافظی کنه

عباس دیوید بکهام

نظر یادت نره ها.....!

موضوع:| لينک ثابت |
نوشته ی دست ناهید پرسپولیسی در شنبه ششم بهمن 1386 و ساعت 10:1
هفته ی هیجدهم
 

سلام

بالا خره این نیم فصل دوم هم از راه رسید و بازم باید هوای تیم مونو بیشتر داشته باشیم... مثل گذشته...آره این تیم ماست ..همین تیم صدر جدول رو دارم میگم...۵ سال منتظر همچین روزایی بودیم... مگه نه؟ولی دیگه تو این فصل به کسی فرصت نخواهیم داد که صدر جدول رو از ما بگیره..از اول همین فصل به غیر از هفته ی اول که پیکان اول بود از هفته ی دوم تا حالا ما تو جایگاه اول چادر پهن کردیم ...

پرسپولیس  ۱  - ۰  صنعت نفت آبادان

        من متاسفانه باز هم به خاطر اینکه تو مدرسه بودم از دیدن این بازی محروم شدم ولی خوب از اونجا که به هیچ وجه نمیشه از تیمم دل بکنم مثل دفعه های پیش با هندزفری گوش کردم... اونم تو زنگ حسابان.خلاصه همه هواسمو جمع بازی کرده بودم که یه هو صدای گزارشگره رفت بالا و خلاصه اتفاقی که باید می افتاد بالا خره افتاد و یه گل زدیم اونم کی؟ عباس آقایی...بعدش هم مثل هر دفعه ایکی ثانیه همه ی بروبچ کلاس فهمیدن که تیم مون گل زده... ولی خداییش من خودم منتظر گل هایی بیشتر از این بودم .حالا قاسمپورو چرا نمیگی؟آقا برگشته بود گفته بود: ((ما پرسپولیس و میبریم ...چون استقلال و بردیم)) آخ که چه قدر حرف خنده داری بود مگه نه؟ آخه بین نفر اول جدول و نهم جدول جای هیچ غیاثی نیست,,,,هست؟خلاصه تو مدرسه با همه بد بختی ها فوتبال و گوش کردم و انرژی گرفتم...به خونه هم که رسیدم اولین کاری که کردم:تلوزیونو زدم شبکه خبر و گل رو دیدم.

از اینکه تیم مون صدر جدوله و اینا ..خیلی خوشحالم ولی چرا این همه بازی هامون کم گل شده نمی دونم.. نه به اون بازی های اول فصل که سه تا سه تا میزدیم نه به الان که دونه دونه گل میزنیم.

 

  
بازی هفته ی هیجدهم(لیگ برتر)
 پرسپولیس ایران ۱ صنعت نفت آبادان ۰

 اینم سیو کنید بزرگشو داشته ببینید

 آقایی

نظرت کو؟

موضوع:| لينک ثابت |
نوشته ی دست ناهید پرسپولیسی در سه شنبه دوم بهمن 1386 و ساعت 21:15